ميرزا محمد حيدر دوغلات
373
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مغول و مردم اندجان اتفاق نمود ، خروج كرد و از ولايت فرغانه تمام اوزبك را بدر كرده كس پيش پادشاه از راه قابرتكين 221 فرستاد متضمن اين احوال و طلب امداد كه سابقا مذكور شد . چون خبر با پادشاه رسيد مسرور شد . « 1 » رسيدن خبر فتح سيد محمد ميرزا با پادشاه و ذكر فرستادن سلطان سعيد خان به اندجان پيش عمّم قبل از اين ( 162 ر ) كه خبر به قندوز آيد بعضى از مردم صاحب راى مغول در خفيه به عرض خان رسانيدند از امرا مثل مير شيرم « 2 » و مير مزيد و قل نظر ميرزا و چنان كه ميرزا « 3 » و مير « 4 » ايوب و مير محمد و مير ابراهيم و يادگار ميرزا و قراسلطان على و مير غورى برلاس و امير دايم على و ميرزا محمد و مير بيگ محمد و مير قنبر و شاه مظفر ميرزا و قوتلوق ميراك ميرزا و غيرهم كه بودند و تا قريب بيست هزار كس بر استعداد او حاضر و معدند و تمام جغتاى با پنجهزار نمىكشد . اگر خان رضا دهند پادشاه را از ميان برداريم و كار سلطنت را به پايه سرير سلطنت خانى بسپاريم . خان جواب فرموده است كه به وقت طوفان استيلاى شاهى بيگ خان ، طلاطم امواج فتن سفينه عمر و دولت خواقين مغول را در هم شكسته بود . « 5 » من در تخته پارهء اختفا خود را در جزيره كابل كه بابر ، پادشاه بود در طلاطم امواج حادثات به ساحل نجات رسيدم . در چنان جاى تنگ جزيرهسان به انواع فراغ بالم مرفه داشت . اكنون به ساحل اقبال رسيدم « 6 » كدام بىمروت بىحقيقت ، اين امر شنيع را تواند مرتكب گشت ؟ « 7 » به توسط امير قاسم قوچين كه ابوى مآب پادشاه بود ، عرضه نمود كه به حمد اللّه كه كار دولت امروز روى در اقبال است و طوايف خلايق روى به درگاه خلايق پناه دارند . على الخصوص مغول كه از اكثر طوايف به
--> ( 1 ) . نگ : + فصل بيست و چهارم . ( 2 ) . نگ : شريم . ( 3 ) . نگ : - و چنان كه ميرزا . ( 4 ) . نگ : امير . ( 5 ) . نگ : + و همه آنها در درياى فنا غرق شده بودند . ( 6 ) . نگ : نجات رسيدم آن را از ضربات بيرحمانه حوادث حفظ . ( 7 ) . نگ : + شرع مقدس و قوانين بشرى مرا از پذيرش چنين انديشه پستى باز مىدارد .